آیا امکان بازگشت به زندگی پس از مرگ وجود دارد؟! بی تردید این یکی از آرزوهای بزرگ بشر از ژرفنای تاریخ تا کنون بوده است. طبیعی است که پاسخ این پرسش تاکنون منفی بوده است.
به تازگی اما پژوهشگران دانشگاهی در کشور فرانسه، به طور کاملن اتفاقی با پدیده ی مشابهی مواجه شده اند که آنان را در حیرت فروبرده است.
بخش خبری بنیاد نشنال جیگرفیک گزارش میدهد که گروهی از پژوهشگران دانشگاه «رن» در کشور فرانسه که مشغول آزمایش بر روی عنکبوت ها بودند متوجه شدند که گونه خاصی از این جانور به طرز عجیبی پس از مرگ دوباره به زندگی بازمیگردد.
این دانشمندان برای انجام یک کار پژوهشی بر روی عنکبوت ها، 360 عدد عنکبوت ماده از سه گونه ی مختلف را گرد آورده بودند تا
میزان تاب آوری این سه گونه را در برابر غرق شدن زیر آب بسنجند.
این مجموعه متشکل از سه نوع از گونه عنکبوت گرگی، دو نوع از گونه عنکبوت نمکزار و یک نوع نیز گونه عنکبوت گرگی جنگلی بودند.
پژوهشگران این عنکبوت ها را برای مدت طولانی در ظرف آب شور بدون امکان دسترسی به سطح قرار دادند و تنها هر دو ساعت، به کمک یک برس به آنها ضربه خفیفی وارد آوردند تا از واکنش آنها اطلاع حاصل نمایند.
همانگونه که انتظار میرفت، گونه ی عنکبوت گرگی جنگلی با نام علمی Pardosa lugubris زودتر از سایرین جان خود را از دست داد. این عنکبوت پس از گذشت 24 ساعت، دیگر هیچ واکنشی نسبت به تکانه ها نشان نداد.
عنکبوت نمکزار چندین ساعت بیشتر دوام آورد. اما این عنکبوت نیز که در متون علمی با نامPardosa purbeckensis شناخته میشود پس از 28 ساعت تلف شد.
مقاوم ترین گونه این عنکبوت ها در برابر غرق شدن گونه ای با نام علمی Arctosa fulvolineata بود. این عنکبوت به طور میانگین بیش از 36 ساعت در زیر آب تاب آورد و به تکانه ها واکنش نشان داد، اما این گونه ی مقاوم نیز در نهایت زیر آب شور و تحت تاثیر فقدان اکسیژن جان داد.
دانشمندان پس از اطمینان از فقدان هرگونه واکنش نشانگر وجود حیات در تمامی نمونه های آزمودنی، آنها را از آب خارج کرده و به قصد وزن کردن در محلی قرار دادند تا آب آغشته به بدن آنها خشک شود. در این زمان بود که رویداد شگفت انگیز رخ داد!
با گذشت زمانی نزدیک به دو ساعت، عنکبوت هایی که به باور دانشمندان در عالم مردگان سیر میکردند، یکایک به زندگی بازگشته و بر روی 8 پای خود برخواستند!
پروفسور «ژولین پتیون» ضمن بیان اینکه برای نخستین بار است که با پدیده ی ورود به کُمای اختیاری در میان بندپایان در هنگام غرق شدگی مواجه میشویم ادامه میدهد: «این پدیده البته پیشتر در جانوران دیگری مشاهده شده بود و در جهان جانوران بی سابقه نیست».
این عنکبوت شناس که هم اکنون در بلژیک به سر میبرد در توجیه این پدیده ی شگفت انگیز چنین توضیح میدهد: «این عنکبوت ها در مواقعی که برای مدت طولانی زیر آب قرار گرفته و به اکسیژن دسترسی نداشته باشد، به طور موقت بدن خود را در حالت کُما قرار میدهد تا تنها اعضای کلیدی بدنشان از اکسیژن و انرژی باقی مانده استفاده نمایند». این پژوهشگر این واکنش شگفت بدن عنکبوت ها را، عکس العملی در برابر سیلاب های طبیعی میداند که بعضن سبب میشوند که عنکبوت ها به حکم اجبار چند ساعتی را در زیر آب بگذرانند.
پروفسور پتیون در انتها ضمن اظهار شگفتی مجدد از حاصل مشاهداتش می افزاید: «ما واقعن گمان نمیبردیم که عنکبوت ها هم بتوانند وارد کُما شوند. این پدیده براستی ما را غافلگیر کرد».
حاج ميرزا محمدهاشم خوانساری
حاج ميرزا محمدهاشم فرزند حاج ميرزا زين العابدين (سبط مير کبير و سيد خوانساری) یکی از اساتيد علما و مراجع بزرگ شيعيان در شهر اصفهان بود. معظم له اخوی صاحب روضات الجنات و داماد سيد صدر الدين اصفهانی بود که در رديف مراجع بزرگ اوايل قرن چهاردهم قرار گرفت.
ميرزای مذکور با ميرزای آشتيانی، ميرزای شيرازی، ميرزای رشتی، آخوند خراسانی و سيدالحکمای تبريزی معاصر بود. اين بزرگواران پس از فوت استادشان شيخ انصاری رحمة الله عليه به ترتيب در رأس حوزه های اصفهان، تهران، سامرا، نجف اشرف و آذربايجان در خدمت به اسلام و مسلمين و تدريس و تربيت علما مشغول بودند.
ميرزا محمد هاشم در سال 1235 در شهر خوانسار متولد شد و به دوران کودکی به اتفاق خانواده عازم اصفهان گرديد. در بدو امر از شاگردان برادر حاج ميرزا محمد باقر و پدر بزرگوارش بود، سپس چند سال از محضر سيد صدر الدين عاملی (پدر زنش) و مرحوم سيد حسن مدرس بهره مند بود و خود در حوزه اصفهان قريب الاجتهاد بود که چند سالی نيز در نجف اشرف از کرسی درس شيخ انصاری رحمة الله عليه و ديگر اعلام بزرگ به درجه استادی و مقام اجتهاد نائل آمد و از اعلام بزرگ عتبات و اصفهان به اخذ اجازه روايت و نيل به درجه اجتهاد موفق گرديد.
مرحوم حاج ميرزا محمدهاشم بيشتر سنوات عمر او در اصفهان سپری شد. حدود پنجاه سال در اصفهان به تدريس خارج فقه و اصول (و علم حديث و رجال و کلام و تفسير) مبادرت می نمود. و آيات و اعلامی از قبيل: شيخ هادی تهرانی، سيد محمد کاظم یزدی، آقا شريعت اصفهانی، سيد ابو تراب خوانساری و... از کرسی درس او در اصفهان بهره مند گرديده به درجه علمی و استادی رسيدند.
حاج ميرزا محمدهاشم به صاحب مبانی الاصول شهرت دارد. اين کتاب در اصول فقه است. از آثار ديگر او: منظومه در فقه و اصول، مقالات لطيفيه، جواهر العلوم، اصول آل رسول، ميزان انساب، چهل حديث، رساله در فضيلت نماز اول وقت و رسائلی در صوم و صلوة مناسک حج و حرمت ذبح اهل کتاب است. سيد خوانساری مذکور کتاب دره سيد بحرالعلوم و کتاب رياض المسائل سيد علی طباطبائی را شرح و حاشيه نمود که از اين آثار او احاطه به دانش های او مشهود است. سرانجام در هفده رمضان سال 1318 وفات کرد و به کنار خير الاوصياء مدفون شد.
سيد محمد مهدی خوانساری
|
سيد محمد مهدی فرزند عالم بزرگوار سيد حسن (فرزند سيد خوانساری) معروف به صاحب رساله ابوبصير یکی از اعلام مشهور قرن سيزدهم است. در سال 1182 در خوانسار متولد شد و از حضور والد و اعمام و بنی اعمام خويش مقدمات علوم و سطوح فقه و اصول را به پايان برد. بيشتر مراتب علمی او از محضر ميرزای قمی نصيب او شد و جناب ميرزا به او علاقه مفرطی داشت و همه ساله از او در خوانسار بازديد می فرمود. سيد محمد مهدی در علم رجال و تميز مشترکات رجال خبر مهارتی خاص داشت و در فقه و اصول و حديث و ادبيات عرب و علوم رياضی اطلاعات وسيعی داشت و از محضر او افاضلی چند به مراتب استادی نايل آمدند. اثر مهم او رساله ابو بصير است که در اين اثر مهم و معروف تحقيقات رجالی او به ثبوت رسيده است. خوانساری بر مبادی الاصول، تبصره علامه، الفيه سيوطی و شرح لمعه شرحها و حواشی مبسوطی نوشته که هر کدام شامل چند مجلد است. در کتابهای تراجم علما، صاحب روضات، اعيان الشيعه و کرام البرره ذکری از اوصاف و فضائل علمی او به ميان آورده. معظم له را در عداد افاضل اعلام عصر خويش متذکر گرديده اند. وفات او را در سال 1246 نوشته اند. پس از فوت او فرزندانش آيات عظام سيد ابوالقاسم جعفر پدر حاج سيد ابو تراب خوانساری و فرزند ديگرش سيد حسن جد آيت الله خوانساری مقيم تهران وارث علوم پدر گشتند. |
مرجع عالیقدر آقا جمال خوانساری
جمال الدين محمد بن آقا حسين معروف به «جمال المحققين» محدث، اصولي، حكيم، متكلم، از فقيهان اماميه و از دانشمندان پر آوازة ايران محسوب ميشود.
تاريخ تولد و محل ولادت او معلوم نيست، امّا مسلم است كه وي اصالتاً خوانساري بوده و در اصفهان پرورش يافته است.
در يكي از سالها ملا محسن فيض كاشاني به قصد زيارت خانة خدا از كاشان حركت نموده و در سر راه خود در اصفهان ميهمان آقا حسين خوانساري (پدر آقا جمال) شد. آقا جمال كه نوجواني بيش نبود، نزد فيض كاشاني شتاف. فيض كاشاني مسئلهاي را از آقا جمال پرسيد، امّا او نتوانست از عهدة پاسخ بر آيد؛ زيرا تا آن هنگام چندان اهميتي به كسب دانش نميداد. فيض كاشاني دست بردست زد و گفت: «حيف كه درِ خانة آقا حسين بسته شد!». اين سخن در آقا جمال تأثير كرد و از همان لحظه كمر همت را بست و به كسب دانش پرداخت. سال بعد، ملا محسن به خانة آقا حسين آمد و با آقا جمال گفت و گو كرد و احساس نمود كه آقا جمال عوض شده و داراي فضيلت و دانش است. براي همين گفت: «اين آقا جمال، غير از آن آقا جمال است كه ما پارسال او را ديديم.»
نوجوان خوانساري در اثر تلاش و همت عالي، به بلندترين قلههاي انسانيت و كمالات معنوي رسيد. رسيدگي به اوضاع نيازمندان و فقيران، ساده زيستي و دوري از تجملات ظاهري از او چهرهاي معنوي، دلسوز، شخصيتي درد آشنا و جامع نگر ساخته بود.
آیت الله محقق حاج آقا حسین خوانساری
فقیه، حکیم و فیلسوف بزرگ آیت الله حاج آقا حسین خوانساری مشهور به محقق خوانساری و استاد الکل فی الکل، در سال 1016 هجری قمری در شهر خوانسار به دنیا آمد. پدرش آیت الله جمال الدین محمد خوانساری از علمای معروف زمان خود بود.
مقام علمی
آقا حسین خوانساری از کودکی مشغول تحصیل در علوم دینی شد و برای استفاده از اساتید معروف به اصفهان مهاجرت کرد. در ابتدا ایشان بیشتر به علوم عقلی و فلسفه پرداخت ولی در ادامه به فقه و اصول نیز روی آورد. از خصوصیات علمی ایشان چنانچه نقل شده است این بوده که محقق خوانساری عالمی تیز هوش، نکته سنج، با حضور ذهن و سرعت انتقال بالا بوده است و در تدریس بدون مقدمه سخن میگفت و در هنگام درس دادن، کتاب به دست نمیگرفت.
مقام علمی ایشان به قدری است که میرزا عبدالله تبریزی اصفهانی اینگونه دربارهاش آورده است: «او فاضل علامه و عالم فهامه و استاد استادان عصر خود بود، فضائل او به شمار نمیآید. فضلای زمان و علمای اعیان در علوم عقلی و اصول و فقه، شاگرد او بودند. او یگانه عصر و یکتای زمان خویش بود، دیده روزگار کسی را ندیده که همپای او باشد. او به بالاترین مراتب کمال رسیده، و برای همه اهل علم، امین و پشتیبان خوبی و برای ارباب فضل و حلم، دژی نیرومند بود.»
مرحوم محقق خوانساری از علمای بزرگی کسب فیض کرده است از آن جمله: علامه محمد تقی مجلسی، محمد باقر میرداماد، ملا حیدر خوانساری، سید حسین خلیفه سلطان، ملا محمد باقر سبزواری، میر فندرسکی، میرزا رفیعای نائینی و دیگر بزرگان.
یوسف بخشی خوانساری
بزم جهان
دیشب گره از زلف تو وا کردم و رفتم دیوانه ای از بند رها کردم و رفتم
دل حلقه ی گیسوی تو بر گردن خودداشت از گردنش این سلسله وا کردم و رفتم
تا موی تو را باز پریشان نکند باد بسیار سفارش به صبا کردم و رفتم
صد جور به من کردی و من هیچ نگفتم جز آن که به جان تو دعا کردم و رفتم
می سوزم ازین شعله ی جان سوزکه خودرا از عشق تو انگشت نما کردم و رفتم
خضر از پی لعل تو همی گشت و من او را دلخوش به کفی آب بقا کردم و رفتم
ای بس که چو پروانه پی لعل تو گشتم تا جان خود ای شمع فدا کردم و رفتم
با ناله و فریاد خود ای لاله چو بلبل صد غلغله در باغ به پا کردم و رفتم
با کس نتوان گفت که در حسرت وصلت با جان و تن خویش چها کردم و رفتم
از بزم جهان باده ی عشرت نچشیده برخاستم و رو به خدا کردم و رفتم
غم بود گلاویز تو ای بخشی و آن را
از جان تو با حیله جدا کردم و رفتم
برگرفته از کتاب گلستان خوانسار اثر مرحوم فضل الله زهرایی
حکیم زلالی
این شاعر بزرگ در سال ۱۰۲۴ که مثنوی محمود و ایاز را به انجام رسانده به فاصله کمی بعد از آن بدرود حیات گفته است.وشعری از حکیم زلالی در وصف خوانسار از مجموعه محمود و ایاز:
مرا خاک وجود از غم گرفتند گلم جای دگر در نم گرفتند
از آن آب و گلم کز خوانسار است حنای دست و پای نو بهار است
ز زهد خشک زاهد شستشو کرد به جای باده خاکش در سبو کرد
بصحرایش که گل از عشق رسته پس هر سنگ مجنونی نشسته
شده دامان کوه از لاله انبوه گرفته خون دلها دامن کوه
بهار او چو آید بر سر کار کشد گلهای رنگین کلک خار
بهشت آنجا گدایی لعل پوش است ز آب شستشوی گل فروش است
ز عکس لاله و گل می کند سر نگه از دیده چون خون کبوتر
تعالی الله ز تابستانش جاوید گلو سوزی ندارم جام خورشید
شعاع مهر بر اطراف پویان ملایم تر ز حسن خوب رویان
هوایش گر ز مهر از خاک ریزد حرارت از جگر بر خاک ریزد
خزانش را که از سر بر شده جوش قیامت خواسته گویا شفق پوش
خزانش را ز بر گر جامه تنگ است لباس نور هفتاد و دو رنگ است
زمستانش چو عالمگیر گردد هوا در پای خود زنجیر گردد
فسردن بس که مینا ساز آب است همیشه کاسه مردم حباب است
احمد سهیلی خوانساری
سنگدلا چرا دگر جور و جفا نمی کنی جور و جفا بکن اگر مهر و وفا نمی کنی
هر چه غم و بلا رسد از تو به جان ما رسد دور ز جان خستگان رنج و بلا نمی کنی
ایکه ترش نشسته ای تیغ چرا نمی کشی زخم چرا نمی زنی قهر چرا نمی کنی
زخم دگر بنه به دل مرهم اگر نمی نهی درد دگر بده اگر خسته دوا نمی کنی
عهد هرآنچه می کنی وعده به هرکه می دهی عهد ز یاد می بری وعده وفا نمی کنی
در ره دوست شسته ای دست اگر ز جان دلا جان به لب رسیده را از چه فدا نمی کنی
ای بت سرو قامتم منتظر قیامتم خیز چرا نشسته ای فتنه به پا نمی کنی
تیر غمم زدی به جان تا که به خون نشانیم هر چه کنی بکن بتا زانکه خطا نمی کنی
کیست سهیلی ای صنم خسته دلی ز درد و غم کام دل شکسته ام از چه روا نمی کنی
ملاحيدرخوانساري
ملاحيدربن محمدخوانساري ازحكما وفضلاي قرن يازدهم وشاگرددوره اول ميرداماددراصفهان ،ايشان
- استادعلامه آقاحسين خوانساري ومحقق بزرگ سبزواري است ازايشان 2اثرعلمي به نامهاي زبده التصانيف و معين الاعيان بجاي مانده است مقبرش درخوانساردروسط خيابان موسوم به بلوارمعلم واقع گشته است.
آقا جمال خوانساري
آقاحسين خوانساري
محرم خوانسار از نگاهی نو
*طایفه بنی اسد هم روز آخر بیرون آمد تا پایانی باشد بر عزاداری مردم خوانسار در این چند روزه هر چند تعدادی از هیئت ها همت نکردند همگام با بقیه بیرون بیایند یا خرج بدهند
*یکی از بحث های مطرح شده در محرم پول دریافتی برخی از مداحان غیر بومی است بنظر شما دادن این همه پول کار درستی است
* دو جلد کتاب مربوط به توضیح المسال آیت اله صانعی که در نمایشگاه میدان امام بفروش می رسید توسط یکی از نهادهای خوانسار ضبط شد که موجب اعتراض مسئول فروش کتاب گردید اعتراض ایشان به ندادن پول کتابهای توقیفی است
*هیئت انصار الحسین در شام غریبان مسیر مسجد امام حسن مجتبی تا حسینیه دوراه را به عزاداری پرداختند
*نماز ظهر عاشورا در روز عاشورا با حضور عزاداران برگزار گردید
*مسجد دوراه جهت رفاه حال مردم اقدام به احداث سرویسهای جدید دستشوئی نموده و طی اطلاعیه ای میزان بدهی ساخت آن را بیش از ده میلیون اعلام و درخواست کمک کرد
*امسال هم خبری از اتوبوس انتقال خون جهت دریافت خون عزاداران نبود حتما انتظار داشتند غریبه ها انتقال خون را پیدا کنند و بروند خون بدهند
*سردی هوا باعث پشیمان شدن رفتن تعدادی از هیئت ها در روز عاشورا به امام زاده احمد گردید
*بازار نذری داغ بود و در جای جای خوانسار آش رشته . شله زرد . کیک و چای و شربت و غیره به مهمانان عرضه میشد
*زیارت عاشورا در بیشتر هیئت ها هر روز صبح همراه با پذیرائی صبحانه برگزار می گردید
*شمر هیئت ابوالفضل که بازنشسته شده است مسئولیت کار را به فرزندش سپرد هر چند در روز آتش زدن خیمه ها شمر جدید سعی نمود کمتر سخن براند
*جوانی که در میدان امام قصد ربودن موبایل یک خوانساری را در روز بعد از شام غریبان را داشت دستگیر گردید
*برخی از محلهای توزیع چای دو روز بعد عاشورا را هیئت حساب نکرده و محل اسکان خود را جمع کردند
*بنظر شما آیا طرحهای در حال اجرای مساجد و حسینیه ها و هیئت ها ادامه خواهد یافت و یا می رود تا سال دیگر و یک هفته قبل از محرم
*وضع بهداشتی تعدادی از هیئت ها قابل قبول نبود و موجب ناراحتی دوستان می گردید که جا دارد هر چند جمعیت پذیرائی شونده زیاد هستند اما فکری هم برای سلامت مردم خوب خوانسار شود
* بقول این دوست عزیز نظر دهنده شتر هیئت حسینی با موهای فشن و قیافه غلط انداز نیاز به تذکر اخلاقی را داشت !
پيرسرچشمه:
آرامگاه شيخ اباعدنان وتعدادي ازبزرگان وعارفان اسلامي سده هشتم هجري قمري درسرچشمه خـوانسار زيارتـگاه اهـالي.مسافران وميهمانان شهر خـوانسار مي باشد.
مسجدجامع خوانسار:
با قدمتي چهارصدساله يكي ازمراكزمذهبي شهرخوانساردرشمال شرقي شهرخوانسار واقع گرديده است.
باتوجه به بافت مذهبی وعلائق دینی مردم دراین شهرستان بالغ بر یکصدوهفتادمسجدفعال ومراسم مذهبی درآن برپا می شود.
شهرداران خوانسار از قدیم تا حال
اعتقاد خوانساریان قدیم در مورد بوته های گون
نقل از جامعه خوانسار قدیم
هجدهم محرم الحرام سالروزتولد عالم فرزانه آیت الله سیداحمد خوانساری
شاگردان آیت الله خوانساری نقش بزرگی در شکل گیری انقلاب اسلامی داشته است.
از آثار این عالم وارسته می توان به جامع المدارک، عقائد الحقه، حاشیه بر عروة الوثقی و توضیح المسائل ایشان اشاره کرد.
این استاد دانشگاه از جمله شاگردان این عالم جلیل القدر، شهید مطهری، سید مرتضی صدر، سید عبدالله شبستری نام برد.
وی در پایان به وفات ایشان در 29 دی ماه سال 1363 هجری شمسی مطابق با 27 ربیع الثانی سال 1405 هجری قمری اشاره کرد و گفت: بعد از رحلت ایشان امام خمینی(ره) در اعلامیه ای به زحمات ایشان در حوزه های علمیه اشاره می کند و می فرماید: این عالم جلیل و بزرگوار عمر شریف خود را در راه تدریس و تربیت به پایان رسانده و حق بزرگی بر حوزه ها دارد.
پیکر این عالم فرزانه در صحن مطهر حضرت معصومه(س) قم مدفون است.
هجدهم محرم الحرام سالروزتولد عالم فرزانه آیت الله سیداحمد خوانساری
شاگردان آیت الله خوانساری نقش بزرگی در شکل گیری انقلاب اسلامی داشته است.
از آثار این عالم وارسته می توان به جامع المدارک، عقائد الحقه، حاشیه بر عروة الوثقی و توضیح المسائل ایشان اشاره کرد.
این استاد دانشگاه از جمله شاگردان این عالم جلیل القدر، شهید مطهری، سید مرتضی صدر، سید عبدالله شبستری نام برد.
وی در پایان به وفات ایشان در 29 دی ماه سال 1363 هجری شمسی مطابق با 27 ربیع الثانی سال 1405 هجری قمری اشاره کرد و گفت: بعد از رحلت ایشان امام خمینی(ره) در اعلامیه ای به زحمات ایشان در حوزه های علمیه اشاره می کند و می فرماید: این عالم جلیل و بزرگوار عمر شریف خود را در راه تدریس و تربیت به پایان رسانده و حق بزرگی بر حوزه ها دارد.
پیکر این عالم فرزانه در صحن مطهر حضرت معصومه(س) قم مدفون است.
اسامی سابق اماکن و خیابانهای خوانسار
خیابان امام (ره) = خیابان پهلوی
میدان امام (ره)= میدان پهلوی
خیابان شهداء= خیابان کورش کبیر
پاساز شهدا = پاساز شرکاء
میدان 22 بهمن = میدان شهربانی
مدرسه شهید غضنفری = رضا پهلوی
بیمارستان فاطمیه = شیر و خورشید
بانک ملت = ادغام بانکهای فرهنگیان و تهران
مدرسه شهید صانعی = بدر
استادیوم ورزشی پیروزی = میدان علی گری
دبیرستان مطهری = دبیرستان فارابی
مدرسه شهید غضنفری =
مدرسه شهید عصاری = بدیع
مدرسه شهید چمران = شاهپور
مدرسه آزادگان = شهناز
مدرسه شهید شجاعی = فردوسی – شجاع ذاکرین
حوزه علیمه علوی = مریم بیگم صفوی
دبیرستان شریعتی = دریانی
محله سردشت = بالاده
وادشت = بازدشت
خم پیچ = خون پیچ
تجره = تجاره
امام زاده احمد = شاهزاده عبداله
دبستان کورش کبیر = مخصوص یهودیان
رباط = رباط ترکها
دبستان دخترانه دوشیزگان = ناشناس
محل سابق سپاه = خانه زن
مسجد جواد الائمه= غریب
مسجد چهارده معصوم = قربانعلیها
استادیوم پیروزی = گرجیدون
رییس اولین انجمن شهر خوانسار درگذشت
چرا خوانسار را دارالمومنین می گویند
بهائیان در خوانسار
تأ سيس پنجمين دانشكده پرديس كشاورزي در خوانسار
1- نام مركز بنام يكي از شهداي جهاد كشاورزي شهرستان نامگذاريصورت گيرد كه پيشنهاد شد بنام شهيد سعيد علائي نامگذاري انجام شود.
2- رشته هاي مورد نياز پس از تحقيقات كارشناسان موسسه علمي كاريردي وزارت جهاد كشاورزي پيشنهاد گردد.
3- سازمان جهاد كشاورزي استان و فرمانداري شهرستان خوانسار و هيئت امناي دانشكده پرديس خوانسار تامين هزينه هاي لازم و پشتيبانيهاي مورد نياز دانشكده را تعهد نمودند.
در ادامه جلسه كارشناسان حاضر نقطه نظرات كارشناسي خود را اعلام نموده و مقرر گرديد در اولين فرصت گروه كارشناسي از موسسه علمي كاربردي از منطقه ديدار داشته و مقدمات تشكيل و راه اندازي دوره هاي متناسب با اين شهرستان را فراهم نمايند
گاه نوشته های آریو برزن3
رستاخیـز عنکبوتی!
گاه نوشته های آریو برزن2
پرندگان رقص را میفهمند!
آیا تابه حال بر این باور بوده اید که درک هنر رقصیدن و توانایی آن تنها از عهده ی آدمی برمی آید؟! راستش را بخواهید این حس تکبر و خودبزرگ بینی انسانی همیشه مورد نکوهش من بوده است. ما انسانها از آن رو که شناختی از آنچه درون مغز سایر موجودات میگذرد نداریم، آنها را فاقد بسیاری از خصوصیات و ویژگی ها دانسته ایم و اینقدر این باور خودساخته را تکرار کرده ایم که خود نیز باور کرده ایم که چنین است و جز این نیز نمیتواند باشد!
بخش خبری نشنال جیگرفیک امروز ویدئویی تماشایی از یک طوطی هنرمند موسوم به گلوله برفی را منتشر کرده است که به طرز حیرت انگیزی قادر به درک ضرب آهنگ بوده و خود را با آن هماهنگ میکند و در واکنش به آن اندام خود را به حرکت وامیدارد (در یک کلام میرقصد!)
اگر باور ندارید که چنین چیزی میسر است، این ویدئوی جالب و تماشایی را از دست ندهید. نکته جالب آنکه، ضرب آهنگ موسیقی -*BPM- در این آزمون تغییر داده میشود، اما گلوله برفی، هوشمندانه آنرا دریافته و خود را با سرعت (تمپو) تازه هماهنگ میسازد
گفتنی است این کشف جالب ناشی از مطالعات پروفسور «آنیرود پاتل» و همکارانشان از موسسه عصب شناسی دانشگاه سن دیه گو در ایالات متحده آمریکا بر روی «گلوله برفی» این طوطی هنرمند بوده است. آقای پاتل در این باره میگوید: «ما جدن در برابر سطح توانایی گلوله برفی در سرعت تطابق و هماهنگی با تغییر ضرب آهنگ موسیقی شگفت زده ایم!»
آیا تنها پرندگان سخنگو قادر به رقصیدن اند؟
این نخستین تئوری بود که به ذهن پژوهشگران علاقمند به این موضوع خطور کرد. خانم «آدِنا شاخنر» از دانشگاه هارواد چنین تحلیل کرد که بخشی در مغز که به توانایی سخن گفتن اختصاص دارد (و در انسان و برخی پرندگان همچون طوطی فعال است) احتمالن سبب شده است که این پرندگان قادر به درک رقص و انجام آن باشند.
از همین رو این پژوهشگر به سراغ سایت اشتراک گذاری رایگان ویدئو موسوم به یوتیوب رفت. شاخنر و تیمش هزاران ویدئو را از پرندگانی که قادر به رقصیدن بودند در یوتیوب بررسیدند. نتیجه شگفت آور بود.
خانم شاخنر در این باره چنین توضیح میدهد: «در میان سدها گونه پرنده که قادر به رقصیدن بودند، تنها آنهایی قادر به درک تغییر ضرب آهنگ بودند که قادر به تقلید صدا هستند!»
ویدئویی دیگر از توانایی یک پرنده در درک ضرب آهنگ موسیقی و پاسخ به آن را تماشا بفرمایید:
* BPM- bits per minute
پ.ن- برای دوستداران گلوله برفی حتمن جالب خواهد بود که بدانند موسیقی مورد علاقه او چیست! شاید کمی از مد افتاده به نظر برسد اما به هرحال گروه راک بریتانیایی Queen و گروه آمریکایی Backstreet Boys موسیقی های مورد علاقه ی گلوله برفی است!
گاه نوشته های آریو برزن
هر که دلارام دید، از دلش آرام رفت…
برای چون منی، گفتن از استاد سخن و نوشتن از او، از اقتدارش در بیشه ی بیان و از اعجازش در وادی واژگان، بسا سخت است و سنگین، و این حقیقت را هرگز نیازی به گفتن نیست.
شور و شوق نوشتن از نبوغ ِاو اما، اگرچه به نیت و وسوسه ی کسب شُکوه از نام بِشکوهش باشد، مرا هل میدهد به سویی که بهانه ای یابم، برای گفتن از بزرگی افکارش و نوشتن از سترگی اشعارش.
پیشتر نیز در همین دفتر -«گاه نوشته های آریوبرزن»- اسیر شده بودم به دام این وسوسه و دست یازیده بودم بدان دامان بلند، در یادداشتی با نام «ندانم کجا دیده ام در کتاب…» به بهانه ی یک نقاشی قدیمی از یک جلد گلستان کهنه و گرانبهای کتابخانه ی پدری.
این بار اما، بهانه ام برای یادکرد دوباره از جناب سعدی، نیوشیدنی بود دیگرباره، به یک قطعه موسیقی قدیمی و پنهان مانده در حواشی فراموش شده و مغفول مانده ی حافظه رایانه شخصی، برساخته از یکی از اشعار عاشقانه و زیبای شیخ، که توسط آقای «جمال الدین منبری» به زیبایی اجرا شده است. آهنگسازی این اثر گوشنواز را آقای «محمد سریر» برعهده داشته است.
شعر این آهنگ خاطره انگیز و به یاد ماندنی را نیز اینجا میگذارم تا علاقمندان به ادبیات غنی پارسی، در هنگام گوش فرادادن به این موسیقی شیوا، سخن شیخ سعدی را نیز در پیش دیدگان داشته باشند.
یــاد تو
هر كه دلارام ديد، از دلش آرام رفت … چشم ندارد خلاص، هر كه در اين دام رفت
ياد تو میرفت و ما، عاشق و بیدل بُديم … پرده برانداختی، كار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز، چيست كه در خانه تافت … سرو نرويد به بام، كيست كه بر بام رفت
مشعلهای بر فروخت، پرتو خورشيد عشق … خرمن خاصان بسوخت، خانهگه عام رفت
عارف مجموع را، در پس ديوار صبر … طاقت صبرش نبود، ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خويش، با تو برآرم دمی … حاصل عمر آن دم است، باقی ايام رفت
هر كه هوايی نپخت، يا به فراقی نسوخت … آخر عمر از جهان، چو برود خام رفت
ما قدم از سر كنيم، در طلب دوستان … راه به جايی نبرد، هر كه به اقدام رفت
همت سعدی به عشق، ميل نكردی ولی … می چو فرو شد به كام، عقل به ناكام رفت
موسیقی
برای گوش فرا دادن به ترانه ی برساخته از این شعر زیبا اینجا را کلیک کنید.
اگر علاقمند به ذخیره ی فایل شنیداری این آهنگ در رایانه خود هستید اینجا را کلیک فرمایید.
اگر به تماشای کلیپ دیداری این ترانه علاقمندید اینجا را کلیک نمایید.
عکس این پیوند را از اینجا برداشته ام.
محمود محمودی خوانساری
محمود محمودی خوانساری در سال 1313هجری شمسی در خوانسار متولد شد ایشان در خانواده ای مذهبی چشم گشود. پدرش حجت الاسلام آقاسید جمال الدین محمودی بود که از محبوبیت بسزایی در میان اهالی شهر خوانسار برخوردار بود. در دوران کودکی پدر توجه خاصی به محمود داشت به طوری که در دوران کودکی ایشان را به اصول مقدماتی فقه و عربی و اثار شعرای بزرگ اشنا نمود.از همان دوران کودکی صوت زیبایش همه را جذب خود مینمود / وی در همان دوران کودکی علاقه شدیدی به خوانندگان بزرگ همانند استاد طاهر زاده "ادیب خوانساری و تاج اصفهانی پیدا کرده بود .
در سال 1325 با احداث کارخانه برق خوانسار امکان استفاده از رادیو برای افراد؛ بخصوص محمود بیشتر گشت در این شرایط محمود بیشتر میتوانست به کارهای بزرگان مورد علاقه اش گوش فرا دهد.
وی شاگرد غیر مستقیم حبیب شاطر حاجی و سید حسن طاهر زاده بود .وی اصول موسیقی را با ریاضت از هنرمندان نامی آموخت .
اکثر کارهای او در نوع آواز بود .ساز تخصصی وی ضرب بود و به آن کامل تسلط داشت و قطعات موسیقی را به زیبایی می نواخت. به خاطر تلاش بی وقفه اش در زمینه تلفیق شعر و هنر آواز از تبحری برخوردار بود به طوری که کمتر کسی صدایش به سوزناکی و زیبایی وی بود.
اولین کار وی با همکاری استاد اسد الله ملک اغاز گشت.وی در برنامه ای به نام نوایی از موسیقی ملی در سال 1349 فعالیتش اغاز نمود.این برنامه در آن زمان به سرعت در میان مردم محبوبیت پیدا کرد.
ایشان به شدت فردی متواضع و فروتن بود به طوری که در همان دوران پیشنهادهای مالی و شرایط های عالی برای ایشان به وجود آمد اما چون وی اعتقاد داشت که آواز یک ودیعه الهی است هیچکدام از این پیشنهادهای بزرگ را نپذیرفت.
از معروفترین کارهای وی که در برنامه نوایی از موسیقی ملی پخش شده بود عبارتند از:
مرغ شباهنگ در مایه افشاری و همچنین میخانه در مایه دشتی و سکوت و مستی در مایه سه گاه که هر سه از ساخته های استاد اسدالله ملک بودند و همچنین کار معروفی به نام لاله پر پر توسط استاد فرهنگ شریف ساخته شد. وی سرانجام در دوم اردیبهشت 1366 دار فانی را وداع گفت.
نام
خوانسار شهری است خوش آب و هوا در عرض جغرافیایی ۳۳ درجه و ۱۳ دقیقه شمالی و طول جغرافیایی ۵۰ درجه و ۱۹ دقیقه شرقی با ارتفاع ۲۲۵۰ متر بالاتر از سطح دریا و پوشش گیاهی متنوع که لالههای واژگون آن معروف هستند.
خوانسار در ناحیهای نه چندان دور از کویر مرکزی ایران در فاصله حدود ۱۵۰ کیلومتری شمالغرب شهر اصفهان واقع شدهاست.
متوسط بیشترین دمای هوای خوانسار درگرمترین ماه تابستان به ۳۱ درجه سانتی گراد میرسد و متوسط دمای شبانه روز در همین ماه بیست و چهار درجه سانتی گراد است.در زمستان سرمای آن دلنشین همراه با ریزش انبوه برف است.
گلستانکوه از مناطق دیدنی شهرستان خوانسار است که در اردیبهشت ماه با لالههای بسیار جلوه زیبایی میگیرد. گلستانکوه در مسیر خوانسار به اصفهان در ۱۵ کیلومتری شهر خوانسار واقع شدهاست.
از دیگر جاذبههای شهر خوانسار پارک سرچشمهاست که با چشمههای زیبا که از دل کوه بیرون میایند همه ساله تعداد زیادی گردشگر را به خود جذب میکند. یکی از شهرهای مذهبی ایران با قدمت دیرینه میباشد. از اماکن مذهبی این شهر میتوان به شازده احمد، امامزاده سید صالح، بابا ترک و بابا پیر اشاره کرد. این شهر دارای محلات زیادی میباشد که از جمله موریزان، شیرک، ارسور.وادشت، پایتخت -بیدهند- سونقان- چهار باغ و... میباشد.
خوانسار زادگاه مشاهیر هنری، ادبی و مذهبی بسیاری بوده که از آنها میتوان به استادان آواز ایران محمودی خوانساری و ادیب خوانساری اشاره کرد، اشرف الکتاب خوانساری از خوشنویسان بنام متولد این شهرستان بودهاست. در طول تاریخ علما و فقهای بزرگی از این دیار بر خواسته و پرچم دار جهان تشیع بودهاند که میتوان به حضرات آیات عظام :آیت الله سید احمد خوانساری ، آیت الله سید محمد تقی غضنفری خوانساری،آیت الله سید محمد تقی اسدی خوانساری،آیت الله علوی، آیت الله نجفی خوانساری،آیت الله صفایی خوانساری و آیت الله ابن الرضا اشاره کرد و همچنین در حال حاضر یکی از استوانههای مرجعیت شیعه که از دیار خوانسار پا به عرصه گیتی نهادند مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد هادی غضنفری خوانساری مدظله العالی (صاحب کتاب کبیر مصادر الاجتهاد و مبانی الاسنباط عند الامامیه)می باشند. عزاداری ایام محرم از ویژگیهای منحصر به فرد شهرستان خوانسار است.در این ایام صدها هزار نفر از تهران و سایر شهرها به خوانسار سفر میکنند تا در این مراسم که از ۶ محرم آغاز شده و تا ۱۲ محرم ادامه دارد شرکت کنند.صدها اسب و صدها شتر جهت برگزاری مراسم نمادین ویژه خوانسار که توسط دهها هیئت عزاداری برگزار میشود به شهر منتقل میگردند.جمعیت خوانسار حدود ۵۰ هزار نفر است که در ایام عزاداری محرم احتمالا ۵۰۰ الی ۶۰۰ هزار نفر مسافر نیز به آن افزوده میشود. یکی دیگر از خصوصیات این شهر نخبه این است که در هیئت دولت فعلی آقایان علی اکبر محرابیان و مهدی غضنفری خوانساری بعنوان ۲ وزیر خوانساری در وزارتخانهای صنایع و معادن و بازرگانی در حال خدمت هستند.گفننی است این ۲ وزیر خوانساری منتسب به بیت حضرت آیت الله العظمی غضنفری خوانساری هستند. حسین انصاریان متولد خوانسار است و پدرجد مادری او شیخ اباعدنان است که از مشایخ صوفیه بوده و مقبرهاش در سرچشمهٔ خوانسار بنام بابا پیر مشهور است. مادر خمینی خوانساری بوده و فرزند سید حسین خوانساری بودهاست.
گزيده مثل ها و كنايه هاي خوانساري 2
سلته از پا غلا ورگیر ( salta ez pa ghela vargir )
نردبان را از پیش پای کلاغ بردار
کنایه از : بی نیازی است .
سواره حبر از پیاده ندارو ( sowara khebarez piyada nadaru )
سواره خبر از پیاده ندارد .
کنایه از : غفلت و بی خبری است.
سو سرخ واس دس چلاغ خبو ( sowe sorkh vasse dasse cholagh khebu )
سیب سرخ برای دست شکسته یا علیل خوب است.
کنایه از : نا آگاهی در ارزشمندی و ارزش نهادن است.
سید اگر پاشنی گیژ جی تلابو خمس بژرسو
( seyyed ege pashni giyazhie talabu khomsbezh resu )
سید اگر پاشنه گیوه اش هم طلا باشد خمس به او می رسد .
کنایه از : استحقاق و سزاواری است.
صد بار بموات ایزن نکر ، ریسمون کین سیزن نکر
( sad bar bamvatizan naker resmun kine sizan naker )
صد بار گفتم اینطور نکن ، نخ به ته سوزن نکن
کنایه از : دخالت نابجا و فضولی و .... است.
منبع : كتاب جغرافياي خوانسار . تاليف : حميد رضا مير محمدي ( با اندکی تلخیص و تصرف )
گزيده مثل ها و كنايه هاي خوانساري
صد تا چاقو او سازو یکیژ دسه ندارو
( sadta chaghu ed sazu yekizh dasta nadaru )
صد تا چاقو می سازد یکی از آنها دسته ندارد.
کنایه از : دروغ گویی و بدقولی و انجام ندادن کار است.
عبدالله ملا نه شه وختی جی اشه جمعه شه
( abdolla molla nadshe vakhtiji eshe joma she )
عبدالله مکتب ( مدرسه ) نمی رفت وقتی هم که می رفت جمعه می رفت.
کنایه از : وظیفه نشناس و کارا رابه موقع و برعکس انجام دادن است.
عسب پیش کشی دندونش ورنش مارنده
( asbe pish keshi dandunezh vernatesh marendeh )
اسب پیش کشی دندانش را نمی شمارند.
کنایه از : کاری را که هنوز انجام نشده را روی آن حساب نکن.
غلا جیغه (ghela jigha)
نوعی کلاغ که همواره فریاد می کشد.
کنایه از : اشخاص پر سر و صدا و فریاد زننده را گویند.
منبع : كتاب جغرافياي خوانسار . تاليف : حميد رضا مير محمدي ( با اندکی تلخیص و تصرف )
شعری زیبا بزم جهان از مرحوم یوسف بخشی
دل حلقه ی گیسوی تو بر گردن خودداشت از گردنش این سلسله وا کردم و رفتم
تا موی تو را باز پریشان نکند باد بسیار سفارش به صبا کردم و رفتم
صد جور به من کردی و من هیچ نگفتم جز آن که به جان تو دعا کردم و رفتم
میسوزم ازین شعلهء جان سوزکه خودرا از عشق تو انگشت نما کردم و رفتم
خضرازپی لعل توهمی گشت ومن اورا دلخوش به کفی آب بقا کردم و رفتم
ای بس که چوپروانه پی لعل توگشتم تاجان خودای شمع فدا کردم و رفتم
با ناله و فریاد خود ای لاله چو بلبل صد غلغله درباغ به پاکردم و رفتم
با کس نتوان گفت که درحسرت وصلت با جان و تن خویش چها کردم و رفتم
از بزم جهان باده ی عشرت نچشیده برخاستم و رو به خدا کردم و رفتم
غم بود گلاویز تو ای بخشی و آن را
از جان تو با حیله جدا کردم و رفتم
برگرفته از کتاب گلستان خوانسار اثر مرحوم فضل الله زهرایی
نام چند میوه و حیوان و غذا به خوانساری
میوه : سیب به خونساری میشه سو ( so ) - زردآلو به خونساری میشه زردلی (zerdeli )
-آلوچه به خوانساری میشه هل کشته (hel koshteh )
حیوان : مرغ به خونساری میشه کرک ( kark) - گاو به خونساری میشه گا ( ga )
-سگ به خونساری میشه اسپه (espah)
غذا : ابگوشت به خونساری میشه اگوشت (ou gosht)
-آش رشته به خونساری میشه آش برگ (ash barg )
صرف افعال رفتن ، خوردن و گفتن در زمان ماضی
رفتم : بشتان ( bashtan ) - رفتی : بشته (bashteh ) - رفت : بشه ( bashe)
رفتیم : بشتمین ( bashtemin ) – رفتید : بشتدین ( bashtedin ) - رفتند : بشتنده ( bashtendeh )
--------------
گفتم :بموات (bamvat ) – گفتی : بدوات - (badvat ) گفت : بژوات (bazhvat )
گفتیم : بمون وات (bamon vat ) - گفتید : بدون وات ( badon vat )
گفتند : بژون وات ( bazhon vat )
--------
خوردم : بمخورت (bamkhort) – خوردی : بد خورت (bad khourt)
خورد : بزخورت (bazh khorurt ) - خوردیم : بمون خورت (bamoon khourt )
خوردید : بدون خورت (badoon khourt ) – خوردند : بژون خورت ( bazhoon khourt )
ضمیر شخصی منفصل :
ضمیر شخصی منفصل خوانساری با زبان فارسی زیاد فرق ندارند به جز تعداد اندکی از آنها :
من : من ( mon ) - تو : تو (tu ) - او : اون (oun ) – ما : هاما (hama)
شما : شما ( shoma ) – ایشان : اینا ( ina)
منبع : کتاب دستور زبان گویش خوانساری نوشته سید مجتبی بنی هاشمی خوانساری
اقوام فامیلی و رنگ ها در گویش خوانساری
رنگ ها : رنگ ها در گویش خوانساری با زبان فارسی فرق چندانی ندارند به جز چند رنگ که در زیر می بینید .
سفید : اسپید (espid) - سیاه : سیا (sia ) - سبز : سوز (suz)
اقوام خانوادگی در گویش خوانساری
مادر : مانی (mani) - بابا : ببا (boba) - برادر : برا (bera) – خواهر : خوا (khoa)
عمو : آمو (amu) - دایی : هالو (halu) – خاله : هاله (haleh) – عمه : آمه (amah)
لازم به ذکر است برای گفت پسر خاله یا دختر عمه و .... باید قبل از عمه ، خاله ،دایی یا عمو به جای دختر ، دت (det) و به جای پسر ، پیر (pir) بگذاریم.
شعر دو قلای نرومایه از "یوسف بخشی خوانساری"
دو قلای نرومایه
با قلا مایه یی قلای نری ورشه ری درخت صنیبری
تا به واچن گه نخچه ژون دررت با هم از عشق پر زشور و شری
شی خود بخچه ساتن لونه صحب ژون کرت با دماغ تری
هر قلایی خبر گنا بومه بخچه هیاره ژون ز هر گذری
به نک اون یکی به نازوله به نک این یکی به پیش و پری
پر و پیش و چلفته ژون کشا یا گه از بته یا گه از شجری
عمله با مهندس و بنا همه بومنده و از بی نظری
تا بنایی ز پی بشه بالا یا ز ریشوله یا ز چول و چری
یگ قلا پیری ادودشت از وا بژکشا از دل آه پر شرری
تا چنینژ بدی به حرفومه با تکون دادن لویر و سری
کای قلا ها به انقراض شدین یا گه دونسه یا ز بیخبری
دیر وزی ادکو این کلعمه درخت ری زمین از دسیسه بشری
پس از اون لونه دون خراب گنو یا گه با اره یا گه با توری
ویدر این به گه بیندین لونه ری درخت جوون و تازه تری
ولی از حرف این قلا پیره نبه در گوش این قلا اثری












